چرا در اقتصادمان موفق نیستیم؟(قسمت اول)

چرا در اقتصادمان موفق نیستیم؟

بررسی تاریخ کشورمان در دوره های مختلف ( و هم اکنون ) نشان می دهدکه علیرغم صراحت و تأکید ( بطور کلی امری بدیهی ) بربکارگیری تفکر و عقلانيت در کلیه ابعاد زندگی از جمله اقتصاد و در بیشتر موارد این دو مقوله به حاشیه رانده شده است. این دو عامل، از مهمترین عوامل عقب ماندگي ما در موضوعات و ابعاد مختلف رفاهی، فردی، اجتماعی و بخصوص در اقتصادمان علیرغم داشتن همه ی امکانات و پتانسیلها است.

برای نمونه ی در حوزه عقل و عقلانیت می توان به دستورات بزرگان دین اشاره نمود یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است! ما در زندگی فردی و اجتماعی خود همواره در حال تصمیم گیری هستیم از تصمیمات جزئی گرفته تا تصمیم های خیلی مهم و مؤثر که در صورت عدم توجه به لوازم آن به ویژه عقلانيت، حتی در موارد جزئی، تبعات منفی و سنگینی بر زندگی برای ما بجای گذاشته است.  ما در درون خود احساسات زیادی داریم که در زمان تصمیم گیری و واکنشها، بگونه ای نامناسب عقل و تفکر را تحت تأثیر قرار می دهد ولی اگر به روش معکوس انجام شود؛ و عقلانیت، احساسات را تحت تأثیر قرار دهد؛قطعا می توانیم تصیمات مفیدتری بگیریم.  تبعات منفی و بسیار شدید عدم بکارگیری عقلانیت و تفکر در کلیه ابعاد اجتماعی و اقتصادیمان نشان از عمق فاجعه ای است که در حال حاضر شاهد آن هستیم.

به عنوان نمونه طبق آخرین آماررسمی فاصله ازدواج و طلاق به ۳ سال رسیده و در هر ساعت ۱۹ طلاق در کشور ثبت می شود! و این آمار منهای طلاقهای عاطفی ای است که به وقوع پیوسته و در هیچ کجا نه آماری دارد و نه قابل ثبت است

اگر بخواهیم بر مبنای عقل و عقلانيت اظهار نظر کنیم ، به این نتیجه خواهیم رسید که مهمترین موضوع عدم موفقیت در حوزه تأمین نیازهای اولیه انسان، یعنی نیازهای اقتصادی است. حوزه ای که شرط لازم و اولیه توسعه هر فرد در ابعاد مختلف زندگی فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اعتقادی و... می باشد. بر اساس نظرات بزرگان دین که بسیار گفته شده فقر که از دری وارد شود، ایمان از در دیگری خارج میشود. به عبارت دیگر اگر قدرت اقتصادی یک فرد یا خانواده و جامعه حفظ شود، همه چیز حفظ گردیده و در خانه و جامعه باقی می ماند و حفظ قدرت اقتصادی مبنای توسعه سایر فعالیتها همچون فعالیتهای اجتماعی قرار می گیرد. اما چرا کشور مسلمان ایران، علیرغم وجود همه ی امکانات همچون، ضریب هوشی بالاتر از متوسط جهانی، موقعیت ممتاز جغرافیایی و استراتژیک، معادن نفت وگاز، سنگ آهن، مس و...، زمینهای کشاورزی مرغوب و....به لحاظ اقتصادی عقب افتاده و در تناسب با امکاناتش، فقیر است؟ علت چیست؟ بنظر می رسد علت اصلی عقب افتادگی اقتصاد فردی و جامعه ایران را می توان موضوع ذیل عمیق تر جستجو کرد :

باور غلط و تضعیف فرهنگ شراکت اقتصادی و تشدید و تبلیغ و القا و درک غلط فرهنگ استقلال اقتصادی در حوزه فردی!

با رعایت اصل عدم مناقشه در ضرب المثل، متاسفانه بارها از زبان بزرگان، مدیران و پدرانمان شنیده ایم که اگر شراکت خوب بود خدا هم برای خود شریک داشت!ا با وجود و القای چنین تفکراتی آیا نباید شاهد آمارهایی همچون آمار طلاق در کشور باشیم؟ نباید شاهد کاهش سطح رفاه زندگی و رفاه اجتماعمان باشیم؟ القای احساسی این تفکرات نتیجه اش کوچک ماندن وکوچکتر شدن در همه ی مقیاسها بخصوص در فعالیتهای اقتصادی گردیده و عدم تجمیع منابع اعم از انسانی و مالی برای بزرگ کردن مقیاس فعالیتها و افزایش درآمدزایی و خلق ثروت اقتصادی شده است.آنچه که همه ی ما اغلب مشاهده می کنیم نشان می دهد به غیر از مواردی ( اغلب هم در حوزهای سیاسی ) در بیشترحوزه ها به خوبی همکاری نمی کنیم و به عبارت دیگر اصلا با واژه ای به نام همکاری و شراکت وجود ندارد. در جای جای بخش اقتصادیمان همواره دو شریک شراکتشان دوام چندانی نداشته است بنابراین بی تردید مقیاس کوچک فعالیتهای اقتصادی موجب افزایش بهای تمام شده مان شده و  دلالی و واسطه گری را به هر شکلی و در هر فعالیتی راجزیی از فرهنگمان نموده ( که این خود موجب رواج دروغ گردیده است ) کار گروهی را از میانمان بده و موجب تضعیف و توان خلاقیت و تحقق توسعه را در همه ی ابعاد بجای گذاشته است. و با تاسف موجب تضعیف و نابودی زنجیره ی ایجاد ارزش در آموزش و بهداشتمان نیز گردیده است.

اگر امروز شاهد هجوم احساسی و بی خردانه به هر بازار اقتصادی و مالی ای هستیم نتیجه ی همان سرمایه گذاری احساسی مردم در دارایی هــای غیــرمــــولد است.

تفکر و عقلانیت در دنیای امروز به ویژه درکشورهای موفق و توسعه یافته، موجب گردیده تا "من" به "ما" تبدیل شود و این عامل عمیق باعث شده کسب و کارهای کوچک و مستقل فردی با تلفیق و تبدیل داراییهای نقدی و غیر نقدی، از خرد تا کلان مردم به سمت شراکتهای خاص و عام بزرگ رفته و نهایتا موجب خلق ثروت و رفاه اجتماعی و اقتصادی ای که امروز شاهد آن هستیم گردیده است. کشورمان و ملتمان نیاز دارد تا از "من" به "ما" برسد انشاا..