تمرکز ، کلید اصلی موفقیت در کار


یک نشان دهنده بزرگ موفقیت، توانایی کنترل هیجانات، مقاومت در برابر حواس پرتی و تمرکز روی کاری است که در حال انجام آن هستید. اکثر مردم بخش اعظمی از روزشان را هدر می دهند چون توانایی تمرکز را ندارند. اگر نمی توانید تمرکز کنید یا روی وظیفه فعلیتان کار کنید، تحت تأثیر قرار دادن دیگران دشوار است. اگر پریشان فکر هستید، بی نظم به نظر خواهید رسید و روابط شما از هم گسیخته خواهد شد. افراد موفق تا روزشان را روی کاغذ نیاورند، آن را شروع نمی کنند: آنچه باید انجام دهند، آنچه می خواهند بدست بیاورند و اینکه اولویت ها چه هستند. آماده سازی و تعیین هدف، همیشه در هر کتابی که درباره موفقیت نوشته شده است، به طور برجسته ذکر می شود. آنها به ما کمک می کنند که منظم تر شویم، بیشتر بدست بیاوریم و توانایی تمرکز را ایجاد می کنند.   

 کلید کاریزما:
کلید در شروع به تمرکز در یک زمان کوتاه است. امروز، دو گام بردارید:
اول، سعی کنید تمرکز کرده و روی یک وظیفه به مدت 5 دقیقه کار کنید. کجا می توانید بروید؟ برای اجتناب از حواس پرتی ها، به انجام چه کاری نیاز دارید؟ همان طور که با این مهارت پیشرفت می کنید، به مدت زمان و تواناییتان برای محدود کردن حواس پرتی ها اضافه کنید.
دوم، بیابید که کدام بخش از روز شما ثمربخش ترین زمان شما است: صبح، بعدازظهر یا غروب؟ این بخش، زمانی است که مهمترین و دشوارترین کارتان را انجام می دهید. زمانی را بیابید که برای تمرکز ساده ترین است و کارها را در آن زمان انجام دهید. هنگامی که بر تواناییتان برای تمرکز مسلط شوید، نه تنها ساده تر است که بر دیگران تأثیر بگذارید بلکه قادر خواهید بود در نیمی از آن زمان، عملکرد 10 برابری داشته باشید.

 مثال:
تمرکز «مایکل جردن» او را قادر ساخت تا استعدادها، مهارت ها و قدرت هایش را به حداکثر برساند. او یکی از بزرگترین بازیکنان بسکتبال است؛ اگر بزرگترین بازیکن تاریخ نباشد. او 6 بار برنده ان بی ای شد و 5 بار به عنوان ارزشمندترین بازیکن لیگ انتخاب شد. هرچند، او هیچ وقت به سطح فعلی مهارت هایش قانع نشد و هیچ وقت از تمرین ابتداییات دست نکشید. او به عنوان یکی از سختکوش ترین بازیکنان این ورزش شناخته می شد؛ بدون توجه به موفقیت های پیشینش. عظمت او از تواناییش برای تمرکز ناشی می شد. او هرگز اجازه نداد که یک شکست او را عقب نگه دارد؛ او در عرض یک لحظه می توانست دوباره تمرکز کند. با وجود موفقیت های متعدد، او در بیش از 300 بازی شکست خورد. حقیقت شگفت انگیز این است که در 26 مسابقه از آن بازی ها، تیم روی او حساب کرده بود که شوت منجر به پیروزی را بزند و او آن را از دست داد. اما او همیشه آماده بازگشت و تلاش مجدد بود. در طول دوران حرفه ای، او بیش از اینکه شوت برنده را بزند، آن را از دست داد. بخشی حیاتی از داشتن تمرکز بالا، بازگشتن پس از یک شکست و انتظار رسیدن به موفقیت در دفعه بعد است.

مقالات مرتبط:

چگونه خلوت روزانه می تواند بر روی موفقیت یا شکست هدفها تاثیر بگذارد؟
بدانید واقعا چه می خواهید؟