تفاوت طرز فکر مدیران آمریکایی و ژاپنی!

داستانی فوق العاده از تفاوت طرز فکر خودروسازان آمریکایی و ژاپنی!

گروهی از مدیران اجرایی آمریکایی به ژاپن سفر کردند تا از یک خط تولید ژاپنی بازدید کنند. در انتهای خط تولید، درها روی لولاها قرار می گرفت؛ درست مثل آنچه در آمریکا اتفاق می افتاد. اما یک چیز کم بود. در ایالات متحده، یک کارگر باید پتک پلاستیکی در دست می گرفت و به لبه های در ضربه می زد تا مطمئن شود که در کاملاً جا افتاده است. در ژاپن، به نظر نمی رسید چنین شغلی وجود داشته باشد. مدیران اجرایی آمریکایی که متعجب شده بودند، سؤال کردند که در چه مرحله ای از جا افتادن در اطمینان حاصل می شود؟ راهنمای ژاپنی با خنده ای تمسخرآمیز به آنها گفت: «ما در مرحله طراحی، از آن اطمینان حاصل می کنیم.» در کارخانه ژاپنی، آنها به دنبال بررسی مشکل و جمع آوری اطلاعات برای پیدا کردن بهترین راه حل نبودند. آنها نتیجه مدنظرشان را از همان ابتدا برنامه ریزی می کردند. اگر به نتیجه مورد نظرشان نمی رسیدند، می فهمیدند که مشکل از تصمیمی است که در ابتدای فرایند گرفته اند.

در انتهای روز، درهای خودروهای آمریکایی و ژاپنی پس از خروج از خط تولید، جا افتاده بودند. با این تفاوت که ژاپنی ها نه نیاز به استخدام شخصی برای چکش زدن به درها داشتند و نه نیاز به خریدن پتک ها. مهم تر از آن، به نظر می رسد که درهای ژاپنی بیشتر عمر می کنند و حتی شاید در هنگام تصادف، استحکام بیشتری از خود نشان بدهند. همه اینها به این خاطر بود که آنها در ابتدا اطمینان حاصل کردند که قطعات جا می افتند.

آنچه خودروسازان آمریکایی با استفاده از پتک های پلاستیکی انجام می دادند، استعاره ای از نحوه رهبری در بسیاری از سازمان ها است. وقتی با نتیجه ای مواجه می شوند که مطابق برنامه نیست، یک سری تاکتیک های کوتاه مدت کارآمد مورد استفاده قرار می گیرند تا نتیجه مورد نظر حاصل شود. اما این راه حل ها چقدر منسجم هستند؟

بسیاری از سازمان ها در دنیایی از اهداف ملموس عمل می کنند و پتک هایی دارند که به آنها برسند. هرچند، آنهایی که به موفقیت های بیشتری می رسند، آنهایی که با استفاده از افراد و منابع کمتر به نتایج بهتری دست می یابند، آنهایی که به طرز غیرمعمولی تأثیرگذار هستند، محصولاتی را تولید کرده و حتی افرادی را استخدام می کنند که متناسب با نیت اصلی باشند. اگرچه ممکن است نتایج یکسان به نظر برسند، رهبران برجسته ارزش چیزهایی را درک می کنند که ما آنها را نمی بینیم.

مقالات مرتبط:

تفاوت های فروشندگان پیروز و ثروتمند با فروشندگان شکست خورده
سیاستهای تخصیص منابع سازمان