موانع اصلاحات اقتصادی در ایران

بدون شک اقتصاد ایران نیازمند اصلاحات ساختاری عمیق و اساسی در بخش‌های مختلف اقتصادی خود است. در این بین یکی از مهم‌ترین موانع اصلاحات اقتصادی، مسائل اقتصاد سیاسی این اصلاحات است بدین معنی که اجرای این اصلاحات اقتصادی بسیاری از افراد و گروه‌ها را از امتیازات قبلی بی‌بهره می‌کند یا هزینه‌هایی به آن‌ها تحمیل می‌کند و در مقابل این اصلاحات برخی فرصت‌های جدیدی برای رشد و ترقی را در اختیار گروهی دیگر قرار می‌دهد. برای مثال قطع یارانه برای هر دولتی ‐با هر گرایش سیاسی‐ به ویژه در ماه‌های مانده به انتخابات هزینه سیاسی دارد لذا افراد دارای منافع مشترک با دولت مستقر، معمولا با استدلال‌ یا لابی‌هایی مانع اجرای چنین اصلاحاتی می‌شوند.

مقاومت ذینفعانِ مانع اصلاحات فقط مختص ایران نیست بلکه در همهٔ کشورها وجود دارد اما شدت و ضعف آن بسته به نهادها (به معنای قواعد بازی) و ساختارهای اقتصادی و سیاسی ‐از جمله میزان شفافیت و توان دولت در توزیع رانت‐ متفاوت است. به عبارت دیگر بر خلاف تصور اولیه، دولت‌ها خیرخواه عموم نیستند بلکه تحت تاثیر انگیزه‌های ذینفعان خود هستند.

 بر این مبنا در ایران بسیاری از دلسوزان تلاش می‌کنند ابتدا این موانع را برطرف کنند و بخش عمدهٔ تلاش خود را مصروف این می‌کنند که ‐از طریق پایش وضعیت اقتصاد و سناریوسازی نسبت به آینده با فرض عدم اجرای اصلاحات‐ ذینفعان و مقامات سیاسی را به  این اجماع برسانند که اصلاحات عمیق اقتصادی اجتناب ناپذیر است. این تلاش‌های تمام وقت معمولا به سختی به ثمر می‌نشیند و یک آسیب بزرگ به وجود می‌آورد و آن غفلت از فرصت‌ها است. مشکل اینجاست که در صورت ایجاد اجماع‌، تازه اقتصاددانان باید در یک فرآیند طولانی گام به گام اصلاحات را طراحی و سپس اجرا کنند در حالی معمولا مردان سیاست کم حوصله‌اند و اجماعشان شکننده.

این در حالی است گاهی شرایط اجتماعی بزنگاه‌هایی را فراهم می‌کند که اصلاحات به سرعت انجام شوند. برای مثال به حادثه‌ پلاسکو فکر کنیم که جو روانی جامعه را به کلی تحت تاثیر قرارداد. در حقیقت آثار این حادثه بر ذینفعان و مردان سیاست آنقدر زیاد بود که اگر یک طرح مدون برای اصلاح ایمنی و فرایند نظارت بر ساختمان‌ها وجود داشت به راحتی می‌توانست مردان سیاست را با خود همراه کند. اما افسوس تاکنون چنین طرح مدونی نمود پیدا نکرد و احتمالا اصلا تهیه نشده است.

کشورهای بسیاری با استفاده از این بزنگاه‌ها اصلاحات بزرگی را اجرا کرده‌اند.کمال درویش رهبر اصلاحات ترکیه پس از بحران ۲۰۰۱ اصلاحات وسیعی را اجرا کرد که یکی از نمونه‌های آن تغییر ۱۹ قانون در مدت ۵ ماه بود. وی به صراحت شرایط اجتماعی و سیاسی بعد از بحران را برای اجرای اصلاحات بی‌نظیر توصیف می‌کند.

کوتاه سخن این که اگر چه مسائل اقتصاد سیاسی مهم‌ترین مانع اصلاحات اقتصادی هستند اما عدم تدوین برنامه‌های اجرایی دقیق نیز فرصت‌های طلایی اصلاحات را از اقتصاد ایران می‌گیرند. این در حالی است که به نظر می‌رسد صرف نظر از نمایش‌های سیاسی، چنین برنامه جامع‌نگر و جزئیات مواد اجرایی آن تاکنون در هیچ دستگاهی تهیه نشده است. این یعنی احتمالا فرصت‌های آینده را نیز از دست خواهیم داد مگر این که از امروز تدوین آن را جدی بگیریم.