چرا برخی دولت ها را باید ضد توسعه نامید

دولت بازیگر توسعه است. دولت باید اهداف توسعه را به رسمیت بشناسد و فعل توسعه ای داشته باشد. به همین دلیل معتقدم که ماجرای دولت ها در ایران غیر توسعه ای و ضد توسعه ای هستند. بعضی ها خیلی رادیکالند و ضد توسعه عمل می کنند. بعضی ها بی اعتنا به توسعه پیش می روند و بعضی در حاشیه توسعه قدم می زنند. دولتی هم که به دولت سازندگی تعبیر شده و ما فکر می کنیم توسعه ای ترین دولت ما بوده است، بیشترین تلاشش در انتقال عرصه جنگ به توسعه بوده است. البته این هم امتیازی است. اما با گذشت زمان، حتی آن دولت هم از همه اهداف توسعه ای که وجود دارد دست بر می دارد.

ادبیات روشنفکری ایران به معنای عامش یک تفکر غلط دارد و آن این است که فکر می کند، جامعه سنتی ایران، درکی از توسعه ندارد و نیروهای اجتماعی اش کارا نیستند و بطور کلی استعداد توسعه را ندارد.

وقتی این دولتی که خودش ضد توسعه است، مسوولیت دارد جامعه را توسعه محور کند، معلوم است که چالش دیگری ایجاد می شود. من اتفاقاً معتقدم که جامعه ایرانی به معنای عامش، میل به توسعه دارد و توسعه ای است. عناصری که در نظام اجتماعی وجود دارد، توسعه ای هستند، اما مداخله گری دولت ضد توسعه در این مناسبات اجتماعی باعث می شود که جامعه واکنش هایی نشان بدهد که این واکنش ها او را به ساحت حاشیه ای و خارج از توسعه می برد.

 تغییر جامعه ایرانی به لحاظ تاریخی محصول تغییر نگرش ها، آرزوها و امیال، ارزش ها و مناسبات اجتماعی است. میزان میل به تغییر خواهی که الآن هم در جامعه وجود دارد و هم در ساز و کارهای اجتماعی دنبال می شود، قابل تأمل است. میل تنوع پذیری فرهنگی -اجتماعی در جامعه وجود دارد ولی نه در حوزه رسمی اجتماع؛ و در این میان ساحت غیر رسمی جامعه با ساحت رسمی نظام اجتماعی، تعارض ایجاد کرده و نتیجه این است که شما کم ترین کارایی که در نظام اجتماعی وجود دارد را با سخت ترین هزینه ها انجام می دهید.

یک کار ساده مثلاً چیزی به نام پاکیزگی شهر را در نظر بگیرید. مردم خانه شان پاک است اما کوچه شان کثیف است. این از کجا ایجاد می شود؟ این نتیجه تعارض بین حوزه رسمی و غیر رسمی جامعه است. جامعه میل به تغییر دارد و آن وقت شما مجبورید که بخش کنترل ها را تقویت کنید. یعنی یک دامنه گسترده ای از کنترل ها ایجاد می شود و شما همه هزینه ها را صرف کنترل می کنید. در صورتی که مردم را نباید نظارت کرد بلکه دولت را باید نظارت کرد. چون اختیارات، بودجه و امکانات، همه این ها دست دولت است. این بخشی از همان معادله به هم ریخته است. توسعه به جایی نمی رسد و کاری نمی توانیم انجام دهیم. ما حداقل باید یک دولت مدرن آگاه به مسوولیت هایش، مسوولیت پذیر و با اهداف توسعه ای داشته باشیم. یعنی ما دولت های سیاسی، ایدئولوژیک، تمامیت خواه بزرگ، مبهم، دُگم و بی مسوولیت لازم نداریم.


دکتر محمدتقی آزاد ارمکی