آشنایی با بسته های نجات بانکی

پيش از ورود به هر نوع بسته نجات بانكي بايد به سه سوال اخلاقي پاسخ داده شود:

١- وقتي صحبت از نجات بانكهاست، هدف نهايي چيست؟ كاهش نرخ بهره؟ افزايش ضريب كفايت سرمايه؟ افزايش توان تسهيلات دهي؟
اين سوال اگر چه فني است اما بسته به تفسير شما از برندگان و بازندگان تحولات اجتماعي پاسخ آن فرق مي كند.

٢- وقتي بانك را نجات مي دهيم، چه چيزي را نجات مي دهيم؟ خود نهاد بانك؟ سپرده گذار بانك؟ تسهيلات گيرنده افتاده به مارپيچ بهره؟ يا سهامدار بانك؟

٣-بانك را به هزينه چه كسي نجات مي دهيم؟ سپرده گذار؟ سهامدار؟ تسهيلات گيرنده؟ يا بيت المال( بانك مركزي؟)

اين سؤالات قبل از آن كه مالي باشند، اخلاقي و سياسي اند. پاسخ آن را هم علماي اخلاق،سياستمداران و اولياي قدرت بايد مشخص كنند نه ماليچي ها.

پي نوشت: بديهي است كه پاسخ سؤالات فوق بسيار با هم هم بسته است ولي لزوما ارتباط يك به يكي وجود ندارد. مثلا افزايش ضريب كفايت ممكن است باعث افزايش توان تسهيلات دهي هم بشود ولي إلزامي در تحقق اين مفهوم در كوتاه مدت وجود ندارد. يا مثلا كاهش نرخ بهره ممكن است باعث افزايش تسهيلات دهي شود ولي صرفا ممكن است. همچنين ممكن است براي يك سوال چند پاسخ وجود داشته باشد. مثلا تمركز بر استفاده از منابع سهامدار و بانك مركزي به صورت توام باشد. اما حتي فني ترين دانشمندان مالي وقتي به اين سؤالات پاسخ مي دهند ناخوداگاه به يك چارچوب اخلاقي إرجاع خواهند داد.