سیاستهای تخصیص منابع سازمان

سیاستهای تخصیص منابع سازمان

اگر بخواهیم از منظر ضرورت به فرآیندها نگاه کنیم ، می توانیم فرآیندهای موجود سازمان را به دو دسته ضروری و غیرضروری تقسیم کنیم و همچنین اگر بخواهیم از منظرهمسوئی با اهداف به آنها نگاه کنیم ؛ می توانیم آنها را به دو دسته استراتژیک و غیراستراتژیک تقسیم کنیم . حال اگر دو زوایه دید فوق را در کنار هم قرار دهیم با حالتهای زیر مواجه می شویم :

1)  فرآیندهای غیراستراتژیک - فرآیندهای غیرضروری
همانند فرآیند حضوروغیاب در شرکتهایی که مجهز به تجهیزات دوربین مداربسته هستند .
   
2)  فرآیندهای غیراستراتژیک – فرآیندهای ضروری
همانند ساخت قطعات یدکی تجهیزات در شرکتهای تولید صنایع غذایی  

3)  فرآیندهای استراتژیک – فرآیندهای غیرضروری
همانند مدیریت دانش،مدیریت استعدادها، ارتباطات خارج از سازمان، مدیریت ریسک و...
 بیشتر این فرآیندها در حوزه پشتیبان قرار دارند. این فرآیندها اگر وجود نداشته باشند ، خللی در زنجیره ارزش ایجاد نمی کنند ، لیکن اگر وجود داشته باشند ، ارزش بیشتری ایجاد می کنند . همچنین اگر از منظر BSC به قضیه نگاه کنیم ، اکثر فرآیندهای وجه رشد و یادگیری در این دسته جای می گیرند .

4)  فرآیندهای استراتژیک- فرآیندهای ضروری
همانند فرآیندهای تولید و فرآیندهایی که ارزش افزوده به محصول اضافه می کنند .


توصیه ای که به سازمانها می شود اینست که سازمانها بهتراست فرآیندهای نوع 1 را کنار بگذارند  ؛ فرآیندهای نوع 2 را برونسپاری کنند؛ برای فرآیندهای نوع 3 منابع کمتر اما تخصصی تر در نظر بگیرند و فرآیندهای نوع 4 را به سرحد اتوماسیون سازی برسانند و بیشترین هزینه و منابع ممکن به این دسته تعلق گیرد .