تجربیات یا مشاهدات شخصی چهارمین قدم به سمت ثروت هستند.

دو نوع دانش داریم. یکی عمومی و دیگری تخصصی. دانش عمومی هر چقدرهم که مهم باشد نمی تواند کمک چندانی در کسب پول به شما بکند. برای مثال اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه های بزرگ هم دانش عمومی زیادی دارند اما بیشتر اساتید، پول و درآمد زیادی ندارند. این افراد فقط در تدریس و انتقال علم و دانش متخصص هستند نه در استفاده از آن! دانش خود به خود پول نمی آورد مگر اینکه سازماندهی شده باشد و از طریق نقشه های عملی به آن جهت داده شود تا پول سازی کند. میلیون ها نفر به دلیل نفهمیدن و درک نکردن این حقیقت سردرگم هستند. آن ها به اشتباه فکر می کنند که علم و دانش به خودی خود قدرت می آورد در صورتی که دانش فقط می تواند یک قدرت بالقوه باشد و در صورت جواب می دهد که به صورت نقشه های عملی سازماندهی و پیگیری شود. این ارتباط گم شده و به اصطلاح حلقه ی مفقوده در آموزش و پرورش باعث شده که مراکز علمی نتوانند به دانشجوهایشان یاد بدهند که جطور بعد از کسب دانش آن را سازماندهی کرده و از آن استفاده عملی کنند.

عده زیادی به اشتباه فکر می کنند که شخصی مثل هنری فورد مدت زیادی مدرسه نرفته پس فاقد تحصیلات و علم بوده. آن هایی که این اشتباه را می کنند معنی واقعی کلمه تحصیل را نمی دانند. یک آدم تحصیل کرده لزوما نباید مقدار زیادی دانش عمومی یا حتی تخصصی داشته باشد. یک شخص تحصیل کرده کسی است که ذهنش را تقویت و سازماندهی کرده و با تلاش به هر چیزی که می خواهد برسد. اول اصول چیزی که می خواهد را یاد میگیرد و بعد آن را گسترش می دهد.

 

اصول نبوغ

بد نیست بدانید که آقای ادیسون در کل زندگی اش فقط سه ماه مدرسه رفت! هر چند او در زمینه کاربرد خیلی از علوم کار کرد؛ اما از هیچکدامشان چیزی نمی دانست! شاید از خودتان بپرسید که با وجود اینکه سه ماه مدرسه رفته بود و اختراعات زیادی داشت و با دانشمندان هم کار می کرد، چطور هیچ چیزی در مورد علوم مختلف نمی دانست؟؟ جوا خیلی ساده است...  او با آدم هایی کار می کرد که از علوم سر در می آوردند. یعنی افراد متخصص و تحصیل کرده دور و برش بودند. ادیسون طوری از مغز این متخصصین استفاده می کرد که انگار خودش دانش آنها را دارد. در اصل آدم موفق کسی ست که بتواند از علم و تحصیلات دیگران برای ابداع و و اختراع استفاده کند.

همینطور آقای اندرو کارنگی، کسی بود که اوایل کار حتی پول ناهار و شام خودش را هم نداشت! اما با استفاده از آدم هایی که از خود او علم بیشتری داشتند و می توانستند کارهایی که می خواهد را انجام دهند، توانست در دنیا به این جایگاه و مقام برسد.

 

سازماندهی گروه های نبوغ

موفقیت های بزرگ از قدرت ناشی می شوند و قدرت هم به نوبه خود از سازماندهی و جهت دهی زیرکانه دانش به دست می آید اما نکته اینجاست که هیچ لزومی ندارد شخصی که موفق می شود حتما خودش آن دانش را داشته باشد. این قسمت به افرادی که می خواهند موفق باشند و خودشان تحصیلات دانشگاهی لازم را ندارند دل و جرات می دهد و آن ها را تشویق می کند. افرادی که گروهی از متخصصان را جمع آوری و سازماندهی کنند و رهبری گروه ها را به دست بگیرند.

دانش تخصصی خیلی راحت تر از ایده ها به دست می آید. به همین دلیل معمولا افرادی موفق و مهم می شوند که بتوانند با هدایت کردن متخصصین به آن ها کمک کنند از توانایی هایشان استفاده کنند و سرویس ها و خدماتی که می توانند ارائه دهند را بفروشند.

یادتان باشد که اصل کار ایده است. دانش تخصصی را همه جا میشود پیدا کرد!  با ایده می توانید از دانش تخصصی خودتان یا بقیه استفاده کنید و چیزی را ابداع کنید. ادامه ی مطلب...

 

 برگرفته از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیل

 

مقاله های مرتبط:

خودتان را خوب ارائه کنید.

نقاط ضعف و قوت شما چیست؟

تصمیم یا تردید؟