پول واسطه ای است که مردم از طریق آن کارشان در تولید کالا ها وخدمات را با محصولات وخدمات دیگران مبادله میکنند .
قبل از رواج پول،مبادله ی پایاپای، مردم بدون واسطه پول، کالاها و خدمات را مستقیما با کالا ها و خدمات دیگران مبادله میکردند. بارشد تمدن ها و جوابگو نبودن مبادله پایاپای،مردم فهمیدند که می توانند کالا و خدماتشان را با یک واسط مثل سکه مبادله کنند که بعد می توانستند آن را با محصول و خدمات یگران مبادله کنند ودرنتیجه کل این روند کاراتر شد. امروزه سرکار میرویم و کارمان را با پول مبادله میکنیم وسپس ازآن استفاده میکنیم تا حاصل کار دیگران را بخریم.

اولین نتیجه قانون مبادله می گوید:
پول معیاری است از ارزشی که مردم برای کالا ها یا خدمات قایل هستند. ارزش هر چیز به مبلغی بستگی دارد که کسی حاضر است برایش بپردازد. کالا ها و خدمات،جدا از مبلغی که کسی حاضر است به خاطرش یپردازد هیچ ارزشی ندارند.
بنابراین ارزش، یک موضوع کاملا شخصی است وبستگی به افکار و احساسا ت نگرش و نظر خریدار احتمالی در زمان تصمیم گیری برای خرید دارد.

دومین نتیجه این قانون می گوید:
کارشما از  نظر دیگران یکی از ابزار تولید است و هزینه می برد. همه تمایل داریم کارمان یا عرق جیبمان اثتسنایی و خاص ببینیم چون از خودمان  و از وجودمان آمده و تجلی ما به عنوان یک شخص است. اما تاجایی که به دیگران مربوط میشود،کار ما فقط چیزی است که هزینه دارد.
به عنوان مصرف کننده های زرنگ و به عنوان کارفرما یا خریدار، همه ما بیشترین چیز را با کمترین هزینه می خواهیم و اهمیت نمیدهیم چه کسی به خاطرش کار کرده است. به همین خاطر شما نمیتوانید یک قیمت منصفانه یا ثابت بر روی کار خودتان بگذارید.
مبلغی که عایدتان میشود و ارزشی که از نظر مالی دارید از این تعیین میشود  که دیگران حاضرند در یک بازار رقابتی چه مبلغی برای کار شما بپردازند.

سومین نتیجه این قانون میگوید:
مبلغی که عایدتان میشود، به اندازه ارزشی است که دیگران برای فعالیتتان  قایل هستند.
روش کارکرد بازار هر فعالیتی ساده است.
پولی که میگیرید همیشه با سه عامل نسبت مستقیم دارد:

1-کاری که میکنید
2-کیفیت کارتان
3-سختی جایگزینی شما با کس دیگر
پولی که میگیرید متناسب با کمیت و کیفیت فعالیتتان در مقایسه با فعالیت دیگران به علاوه ارزشی که دیگران برای فعالیت تان قایل هستند.

چهارمین نتیجه قانون مبادله می گوید:
پول معلول است، نه علت کار یا فعالیت تان برای ارزش دادن به یک کالا یا خدمات، علت است و دستمزد، حقوق یا درآمدی که کسب میکنید،معلول است، اگر میخواهید معلول(پول) زیاد شود، باید ارزشی که ارایه میکنید را زیاد کید.
پنجمین نتیجه قانون مبادله:
برای افزایش پولی که میگیرید، باید ارزش کاری که میکنید را زیاد کنید.
برای کسب پول بیشتر،باید فایده ای که می رسانید را بیشتر کنید. باید دانش یا مهارت تان را بیشتر کنید یا عادت های کاری تان را بهتر کنید یا بیشتر و سخت تر کار کنید یا خلاقانه تر کار کنید یا کاری کنید که به شما امکان دهد نتیجه  بازده بیشتری از تلاش های تان بگبرید. بعضی وقت ها هم باید همه این کارها را با هم بکنید. پردرامدترین افراد در جامعه کسانی هستند که به طور دایم دارند در یکی یا بیشتر از این زمینه ها رشد می کنند تا ارزش کارشان را بیشتر کنند.