چرا گوشت گران شد؟!

در هر افزایش قیمتی یک جنبه بنیادی وجود دارد و یک جنبه روانی. در مدلهای کلاسیک جنبه های روانی را در قالب انتظارات وارد تحلیل می کنند.
یک مورد بنیادی که رابطه ای بین قیمت گوشت و قیمت دلار ایجاد می کند اثر افزایش صادرات گوشت به واسطه افزایش قیمت دلار است. به عبارتی عرضه گوشت در کشور کم خواهد شد و طبیعی است که قیمت بالا برود. با یک نگاه کلاسیک فروشندگان براساس افزایش انتظاری هزینه جایگزینی موجودی انبار، قیمت را همین الان بالا می برند و انتظار دارند که خریدار هم به واسطه اطّلاعی که از این افزایش دارد حاضر به پرداخت قیمت بالاتر باشد.





امّا در دنیای واقعی چه اتّفاقی می افتد:

1- در دنیای واقعی افزایش قیمت فروشندگان، بیش از افزایش در قیمت تعادلی است.

2- همه فروشندگان به یک میزان افزایش قیمت ایجاد نمیکنند. عدّه ای از فروشندگان تازمانی که هزینه تمام شده محصول رشد نکند قیمت را بالا نمیبرند! به عبارتی اینها به یک Mark-up پایبند هستند. امّا عدّه ای ابزارها و بازیهای روانی را برای سوء استفاده از عدم اطمینان به کار می گیرند. به بیان کلاسیکی، آنها با انتظارات مشتری بازی می کنند. آنها می دانند که می توان مشتری را با این توجیه که هزینه تمام شده کالا گران شده قانع کرد که پول بیشتری پرداخت کند. در این میان نقش سوگیریهای رفتاری مردم هم بسیار است. مثلا در ذهن ما انسانها، 10 درصد تقریبا برابر با 15 درصد در نظر گرفته میشود. وقتی هم ابهام وجود داشته باشد دقّت این تقریبها پائینتر هم می آید. یعنی 10 درصد را با 20 درصد برابر میدانیم و فروشندگان از همین نقطه ضعف استفاده میکنند.

3- ممکن است در بلندمدت هم به تعادل برنگردیم! یک هماهنگی نانوشته ممکن است بین فروشندگان به وجود بیاید که باعث چسبندگی قیمت شود؛ درست مثل هماهنگی تاکسی ها در شب های بارانی

و بی دلیل نیست که دوست قصاب من(که از قضا انسان شریفی است) ماشینی سوار می شود که یک استاد دانشگاه که شب و روز برای افزایش دانشش استرس و زحمت کشیده است نمی تواند چنین ماشینی بخرد. در نهایت این  مردم  هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه انتخاب کرده اند که به هر گروه پاداش مشخصی بدهند.