این حقیقت ،به قدری واضح و هولناک است که امروز نه تنها فعالان و صاحب نظران اقتصادی و اجتماعی،بلکه مدیران عالی رتبه دولتی نیز نسبت به آن هشدار می دهند .در اکثر سخنرانی های ریاست محترم جمهور و معاون اول ایشان در هفته ها و ماههای اخیر به همین موضوع اذعان شده است .

مطابق آمار رسمی در حال حاضر 4 میلیون نفر در کشور بیکار وجود دارد.آمارهای غیر رسمی این عدد را تا 8 میلیون نفر تخمین می زند .اما واقعیت غیر قابل انکار اینجاست که این عدد هرچه که باشد ثابت نخواهد ماند.افرادی که هم اکنون در سن 11 سال هستند پنج سال دیگر متقاضی ورود به بازار کار هستند .از طرف دیگر نزدیک به 5 میلیون دانشجو در  دانشگاهها داریم که در سالهای آینده به متقاضیان کار خواهند پیوست.طبق گفته وزارت علوم بطور متوسط سالیانه یک میلیون نفر از این دانشجویان ،فارغ التحصیل و به تبع آن نیازمند شغل هستند.بنابراین تا 5 سال آینده با حجم 13 میلیون متقاضی کار روبرو هستیم.با محاسبه ای دیگر جمعیت جوان و فعال کشور تا 5 سال آینده بالغ بر 61 میلیون نفر هستند و این در جمع به معنی نیاز به ایجاد 29 میلیون فرصت شغلی است .




به فرض صحیح بودن ادعای دولت مبنی بر ایجاد 700 هزار شغل در سال 95 در شرایط رشد اقتصادی 5 درصد و به فرض ثابت بودن میزان رشد اقتصادی پنج درصد در پنج سال آینده مجموع شغل ایجاد شده در طول این دوره زمانی 3.500.000 نفر خواهد شد.همه شواهد تاریخی و ساختاری اقتصاد ایران نوسانی بودن رشد اقتصادی را تایید می کند .لذا امید به ثابت بودن نرخ رشد اقتصادی در محدوده 5 درصد تا 5 سال آینده یک فرض خوشبینانه است .مزید بر آن افزایش حدود 5 درصد نرخ رشد اقتصادی در سال جاری بیشتر ناشی از امکان صادرات نفت بوده که بدلایل متعدد اثر چندانی بر تولید شغل در بخشهای مولد ندارد.در نتیجه در بهترین شرایط شاید بتوان تحقق ایجاد 3 میلیون شغل در 5 سال آینده را پیش بینی نمود.تفاوت آمار اشتغال مورد نیاز و توان اشتغال زایی کشور با شرایط حاضر نشان دهنده عمق بحران پیش رو است .باید به این نکته توجه داشت که تجارب تاریخی نشان می دهد،بیکاری،ریشه بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی در کشورها بوده است .
صرف نظر از معضلات و بحرانهای حاصل از بیکاری ،فقدان فرصت شغلی مناسب برای قشر تحصیلکرده موجب بروز پدیده فرار مغزها شده و سالانه بین 100 تا 225 هزار نفر از متخصصان و تحصیلکرده ها این کشور را ترک می کنند .

اما سئوال اینجاست که دولتها در ادوار گذشته در رابطه با این معضل چه اقداماتی کرده اند و سئوال مهمتر آنکه دولت حاضر به خصوص با توجه به شرایط تضعیف چرخه تولید و وضعیت رکود اقتصادی چه برنامه مشخصی در این ارتباط دارد ؟

مگر قرار نیست تا 9 سال آینده در جایگاه نخست اقتصادی در سطح منطقه و با تحقق اشتغال کامل و سطح درآمد سرانه ایده آل باشیم ؟

مگر قرار نیست در برنامه ششم توسعه نرخ بیکاری را تا 7 درصد تقلیل دهیم ؟

اگر قرار بود با شورای عالی اشتغال یا تاسیس سازمان فنی و حرفه ای یا تشکیل پایگاههای اطلاعات مشاغل یا تخصیص اعتبارات یارانه ای این مشکل را حل کنیم در دولتهای قبل حل کرده بودیم .همان سرنوشتی که برای بنگاههای زودبازده رقم زده شد باید برای عاقبت یک و نیم میلیارد دلاری متصور باشیم که رئیس محترم سازمان مدیریت و برنامه ریزی هفته گذشته اعلام نمودند که مقرر شده است برای اشتغالزایی از صندوق توسعه ملی اختصاص یابد .

بنابراین امروز همه باید بسیج شوند .از فعالان اقتصادی تا سیاستگذاران دولتی ،از سیستم مالیاتی کشور تا سازمان تامین اجتماعی ،از سیستم بانکی کشور تا فضای کلی کسب و کار، همه با هم توافق کنیم که اگر امروز به محاسبه دولت برای ایجاد یک شغل پایدار سیصد میلیون تومان سرمایه نیازاست ،به هر فعال اقتصادی یا هر بنگاه اقتصادی از قرار ایجاد هر شغل پایدار سیصد میلیون تومان تخفیف مالیاتی داده شود .

در چنین فضایی انگیزه برای جذب نیرو و تولید شغل توسط فعالان اقتصادی شدت خواهد گرفت ،از فشارهای بی منطق مالیاتی آن هم در شرایط رکود شدید بر فعالان اقتصادی ،تقاضاهای بی انتهای پولی از سیستم بانکی و از فشارها و مصارف میلیارد دلاری در صندوق توسعه ملی و ردیف های بی حاصل بودجه ای دولتی کاسته و گشایشی موثر در بخش مولد اقتصاد متولد خواهد شد .

رسانه ها و مطبوعات در کنار اقتصاددانان و صاحب نظران ،مدیران و تشکل های اقتصادی و تولیدی ...،اگر همه بسیج شویم ،شاید امیدی باشد ...



نویسنده: دکتر حامد پاک طینت

مقالات مرتبط:

سرمایه خارجی, راه حل فوری مشکل بیکاری