کالاهای سرمایه ای ، کالاهای واسطه ای و کالاهای مصرفی

در قسمت قبل با مفهوم سواد مالی و اجزا و عوامل شناخت هوش اقتصادی آشنا شدیم.  در این قسمت به مفاهیم دیگری با  نام کالای سرمایه ای ، کالای مصرفی ، کالای نهایی و کالای واسطه ای می پردازیم.

 

 

کالاهای سرمایه ای٬ واسطه ای و مصرفی


پیش از آنکه به کالای سرمایه ای٬ کالای واسطه ای و کالای مصرفی بپردازیم اجازه دهید به لزوم شناخت آنها و اهمیتشان در‌ زندگی اقتصادی خود بپردازیم.
اگر خیلی ساده تورم را به معنی بالارفتن قیمت کالاها و خدمات یا به عبارت دیگر بی ارزش شدن وجه رایج هرکشور تعریف کنیم و این را نیز به آن بیافزاییم که در برخی از کشورها(مانند کشورخودمان) میزان و آهنگ رشد قیمت ها سریع ترو بسامدشان(تعداد دفعات وقوع امواج تورم در هرسال) معمولا بیشتر از میزان افزایش دستمزدها است به این نکته پی خواهیم برد که حکایت اندوختن پول در چنین شرایطی حکایت جمع کردن آب در غربال است٬ در این صورت دو راه بیشتر پیش پایمان نمی ماند یا باید دم را غنیمت بشماریم و غم فردا نخوریم و قید پس انداز کردن را بزنیم یا اینکه برای پس انداز به سراغ یکی ازانواع  کالاهای سرمایه ای ٬ کالاهای  واسطه ای یا کالاهای مصرفی برویم. اینکه این سه گروه دقیقا شامل چه کالاهایی می شوند و کدام یک از این صفت ها شامل کدام کالاها می شود امر چندان مهمی نیست چراکه هیچ یک از کالاها ذاتاً این صفت ها را ندارند بلکه این نگاه سرمایه گذار است که  کالای سرمایه ای ٬ کالای واسطه ای یا کالای مصرفی را تعیین می کند. اما اگر بخواهیم تعریفی اجمالی از هریک از این مفاهیم داشته باشیم می توانیم این چنین بگوییم:((در اقتصاد، کالاها و خدمات  به دو دسته واسطه ای و نهایی تقسیم می شوند٬ کالاها و خدمات واسطه ای آنهایی هستند که در فرایند تولید کالاها و خدمات نهایی مورد استفاده قرار می گیرند و کالاها و خدمات نهایی که خود به دودسته مصرفی و سرمایه ای تقسیم می شوند کالاها و خدماتی هستند که در فرایند تولید قرار نگرفته و اغلب مستقیما با پول مورد داد و ستد قرار می گیرند.


کالاهای نهایی مصرفی که به دو دسته کالاهای بادوام وکالاهای بی دوام تقسیم می شوند. تنها با هدف رفع احتیاجات خریداری می شوند و می توانند مانند نان بی دوام یا مثل ساختمان (اگر به قصد زندگی خریداری شود) بادوام تقسیم می شوند اما کالاهای نهایی سرمایه ای کالاهایی هستند که نه برای رفع نیاز بلکه به منظور کسب سود خریداری شده اند.))


برای تبدیل دارایی و پس اندازهایی که در قالب پول هستند به کالاهای سرمایه ای و مصون ماندن از گزند تورم دو راه وجود دارد:
۱_رفتن به سراغ بازارهای سنتی مانند بازارهای ارز٬ طلا ٬سکه ٬ساختمان٬ حواله خودرو و ....
۲_فعالیت پاره وقت و نیمه وقت به عنوان شغل دوم دربازارهایی که لازمه کسب سود در آنها حضور درمیان فعالین آن بازارها است.


ریسک سرمایه گذاری در مورد اول کمتر از مورد دوم است اما سود سرمایه گذاری نیز به همان میزان(به جز مواقع خاصی که فعالین مورد دوم به قصد کسب سود بیشتر راهی بازارهای سنتی می شوند) پایین تر از مورد دوم است چالش حضور در جمع فعالین این بازارها پذیرفته شدن در جمع آنها است چراکه معمولا شبکه روابط در آنها بسیار پیچیده و نحوه حضور در آنها چندان روشن نیست اما می توان به شرط داشتن علاقه ٬پشتکار و البته سرمایه کافی به این مهم دست یافت.


برای پی بردن به لزوم انتخاب یکی از این دو راه کافی است‌ به روند تغییرات قیمت چند کالا به انتخاب خود در طول بیست سال اخیر نگاهی بیاندازید هرچند ممکن است در مقاطعی قیمت آن ها ثابت یا حتی با کاهش روبرو بوده باشد اما در بازه های زمانی چند ساله این موضوع با جهش ها و افزایش ها ناگهانی جبران و به فراموشی سپرده شده است. حال اگر تمامی این افزایش ها و کاهش ها را به تفکیک کالا و تاریخ  روی  کاغذ بیاوریم صفحه ای پیش رویمان نقش می بندد که بی شباهت به صفحه بازی مار و پله دوران کودکیمان نیست. سرمایه گذار هوشمند و مطلع نردبان ها را پیدا کرده و با بردن مهره خود (که همان سرمایه اش است) پای هر یک از این نردبان ها(مقاطع بروز تورم در بازارهای سکه ٬ارز ٬سیمان٬ ساختمان٬ خودرو و....) به سودهای چند ده درصدی و چند صد درصدی دست می یابد و پس اندازکننده از همه جا بی خبر نیز مدام از مار تورم نیش می خورد و پائین و پائین تر می رود. اینکه سرمایه تان را از نردبان بالا ببرید یا از دم مار پایینش بیاورید انتخابی است که در گرو تصمیم شما است.

 

 

علی صاحب الزمانی