در این نوشتار اندیشکده بروکینز به نکته جالبی درباره ایران و عربستان اشاره کرده است، حرف اینست که تاکنون به دلیل اهمیت نفت به عنوان یک منبع انرژی جدی برای دنیا، قدرت های بزرگ همواره خواهان پایداری نسبی در خاورمیانه بوده اند، همین موضوع به ایران و عربستان امکان می داد که در داخل، دستشان باز باشد و بحث آزادیهای اجتماعی و مانند آن را جدی نگیرند و همچنین در حوزه سیاست خارجی هم تهاجمی عمل کنند. به بیان دیگر رانت نفتی و اجماع جهانی بر ضرورت پایداری خاورمیانه باعث شده است که این دو کشور تا می توانند بتازانند.

گفته می شود تا چند دهه آینده با کاهش نقش سوخت های فسیلی ورق برخواهد گشت و هر دو کشور هم به فکر افتاده اند تا وابستگی شان به نفت کمتر شود، ایرانی ها در این مورد با چشم انداز 1404 البته از حکام صحرای حجاز جلوتر هم بوده اند. روال هر دو کشور کم وبیش این بوده است که دولت پول نفت را می گیرد، بین مردم پخش می کند و از آنها انتظار فرمانبری دارد. اما برای تحول و متنوع کردن اقتصاد هر دو کشور نیاز به تغییرات بنیادین دارند: دولت پای خود را از اقتصاد بیرون بکشد و هزینه هایش را کم کند، آزادی اقتصادی را بیشتر کند و بگذارد، بخش خصوصی کارش را بکند (رندان در دیار آریایی- اسلامی ما به چنین اقداماتی می گویند نئولیبرالیسم! و نوعی فحش در فضای هیئتی-روشنفکری ما به حساب می آید) .
باری، همین چند قلم که عرض شد در دو کشور فرقی با انقلاب ندارد، قرار باشد کشوری با مالیات مردم اداره شود، بعید است وضعیت عشقی کنونی را بتوان ادامه داد. یا موردی دیگر، در برنامه تحول عربستان آمده است که باید تعداد زنان به عنوان نیروی کار در اقتصاد افزایش یابد، اما کیست که نداند چنین تحولی چقدر با "فرهنگ" صحرای حجاز در تعارض است.
گفته شده است برای چنین تحولی در عرصه اقتصاد باید اوضاع منطقه ای را آرام نگه داشت، از این رو دو کشور باید عایدات نفت را به جای ایدئولوژی خرج داخل کشور کنند.
نویسنده اشاره جالبی هم به صحبت رئیس جمهور ایران کرده است که تا به حال اقتصاد خرج سیاست را می داده است، بگذاریم از این به بعد سیاست خرج اقتصاد را بدهد. نویسنده به چنین تحولی بدبین است و با حسرت می گوید چه خوب می شد اگر اینها تکانی می خوردند، ولی امیدوار نیست.
با این همه نابخردی و پتیارگی آینده این کشور روشن نیست، دلیلی برای خوش بینی ندارم، ولی کاش اینگونه نمی بود. در این گربه بزرگ یک منبع مهمتر از نفت هست، منبعی که دیگران در این حوالی ندارند: "ایران".  قدرش را ندانسته ایم، ولی تنها چیزی که می تواند ما را از فاجعه پیش رو نجات دهد "ایران" است.

منبع: http://www.brookings.edu