در جهان، بازار پول و سهام به عنوان دو بخش مهم از بازار سرمایه مطرح هستند. در واقع می‌توان گفت این دو بازار جایگزین یکدیگرند و سرمایه‌گذاران باید تشخیص دهند که کدامیک از این بازارها جذاب‌تر بوده و بازدهی بالاتری را در یک دوره زمانی یکسان عاید آنها می‌کند. به طور كلي در كشورهاي مختلف جهان هرگاه نرخ سود بلندمدت بانکی بیشتر از بازدهی انتظاری بورس باشد، سرمایه از بورس خارج شده و به سمت بانک‌ها سرازیر می‌شود، در نتیجه بازدهی بورس کاهش خواهد یافت. همچنین هرگاه نرخ سود بلندمدت بانکی کمتر از بازدهی انتظاری بورس باشد،‌ جهت حرکت سرمایه از بانک‌ها به سمت بورس خواهد بود.البته ذکر این نکته لازم است که در این شرایط بازدهی انتظاری در کنار ریسک، ملاک تصمیم‌گیری است. به این معنی که اگر بازدهی انتظاری بورس بیشتر از نرخ سود بانکی باشد، لزوما تمامی سرمایه‌گذاران سرمایه خود را به بورس انتقال نمی‌دهند، چون سرمایه‌گذاری در بورس با ریسک همراه است و حال آنکه سپرده‌های بانکی تقریبا بدون ریسک است. به طور کلی می‌توان گفت اگر فرض را بر این قرار دهیم که بازار پول و بورس هر دو رقابتی باشند، برای رسیدن به یک ثبات نسبی که در آن حرکت سرمایه به ثباتی نسبی رسیده باشد، نرخ سود بانکی و بازدهی انتظاری بورس باید نزدیک به هم باشند. در این شرایط بورس و بازار پول، جانشین هم عمل می‌کنند و برای جذب سرمایه با یکدیگر به رقابت می‌پردازند.

 

نرخ سود بانکی و سیاست‌های بانک مرکزی

داستان سپرده‌های بانکی در ایران کمی متفاوت است. در ایران به دلیل قوانین مربوط به بانکداری اسلامی، نرخ سود بانکی به صورت دستوری و از سوی بانک مرکزی تعیین می‌شود. بنابراین تغییرات نرخ سود می‌تواند بازتاب سیاست‌های بانک مرکزی برای کنترل نرخ تورم، حجم نقدینگی، نرخ ارز و... باشد. این عامل در کنار ساختار ناکارای بورس، سبب شده تا در ایران، بورس و سپرده‌های بانکی چندان به عنوان جایگزین هم مطرح نباشند.  

بر اساس بررسی‌های صورت گرفته توسط نگارنده، افزایش نرخ سود در ایران، نه تنها سبب کاهش اندازه بورس نشده، بلکه اندازه بورس و نرخ سود بانک‌ها حرکتی همسو داشته‌اند. محاسبات نشان می‌دهد که همبستگی میان «نرخ سود کوتاه‌مدت سپرده‌های بانکی» و شاخص بورس 88 درصد است. همچنین همبستگی میان «نرخ سود سپرده‌های پنج ساله بانکی» و شاخص بورس 82 درصد است. مقادیر بالای این اعداد نشان‌دهنده‌ همسو بودن حرکت شاخص بورس و تغییرات نرخ سود بانکی است. به عبارتی رشد اندازه بورس نه تنها سبب کاهش سود سپرده‌های بانکی نشده است، بلکه سبب شده تا نرخ‌های سود بانکی افزایش یابد. مشاهده و بررسی نمودار 1 این موضوع را بهتر تشریح خواهد کرد.

نمودار 1 روند نرخ سود بانکی و شاخص کل بورس را نشان می‌دهد. در این نمودار با کسر نرخ تورم از نرخ‌های اسمی سود بانکی، نرخ سود کوتاه‌مدت حقیقی و نرخ سود پنج ساله حقیقی محاسبه شده است. این نرخ‌ها بر روی محور سمت چپ نشان داده شده‌اند. محور سمت راست نیز شاخص کل بورس را در آخرین روز کاری هر ماه نشان می‌دهد.

همان طور که در نمودار 1 مشاهده می‌شود، روند نرخ‌های سود به صورت پلکانی تغییر می‌‌کند. این مساله ناشی از دستوری بودن این نرخ‌هاست. با توجه به روند شاخص کل می‌توان دریافت که بین سال‌های 1386 تا 1392 شاخص کل بورس با رشد خوبی روبرو بوده است. در این دوره، سرمایه‌گذاری در بورس بازدهی خوبی را به همراه داشته است، در نتیجه بسیاری از مردم سرمایه‌های خود را از بانک خارج و به بورس منتقل کردند. اگرچه این امر سبب افزایش شاخص کل بورس شد و رونق را برای بورس به ارمغان آورد، اما همانطور که در نمودار 2 مشاهده می‌شود، باعث رکود در نظام بانکی کشور نیز شده است. این نمودار نرخ رشد حجم سپرده‌های غیردیداری را طی این سال‌ها نشان می‌دهد.

همانطور که در این نمودار مشاهده می‌شود، نرخ رشد حجم سپرده‌های غیردیداری در سال 1386 و همزمان با رشد شاخص کل بورس، کاهش داشته است. اگر رونق در نظام بانکی کشور را با معیار نرخ رشد بالای حجم سپرده‌های بانکی بسنجیم، آنگاه این کاهش می‌تواند نشان دهنده رکود در این بازار باشد.

بورس می‌تواند به عنوان موتور محرک اقتصاد عمل کند و رونق بورس می‌تواند پیش شرطی برای رونق اقتصادی باشد. بنابراین انتظار می‌رفت که بانک مرکزی نرخ سود سپرده‌ها را افزایش ندهد؛ زیرا افزایش نرخ سود موجب بازگشت سرمایه از بورس به سمت بانک‌ها و رکود مجدد بازار سهام می‌شد. اما بانک مرکزی سیاست دیگری در پیش گرفت و برای حمایت از بانک‌ها نرخ سود بانکی را افزایش داد. بانک مرکزی با مشاهده افزایش بازدهی در سایر بازارهای مالی، نرخ سود سپرده‌ها را طی چند مرحله افزایش داد. با افزایش نرخ سود بانکی، انگیزه برای سپرده‌گذاری در بانک‌ها افزایش یافت و جذب سرمایه توسط بانک‌ها بیشتر شد. بنابراین، به نظر می‌رسد سیاست‌های بانک مرکزی بیشتر در جهت تقویت بانک‌ها بوده است.

البته لازم به ذکر است عوامل زیادی بر نرخ سود اعلامی از سوی بانک مرکزی تاثیرگذار است و نمی‌توان با یک تحلیل ساده سیاست‌های بانک مرکزی را به چالش کشید. یکی از این عوامل بازدهی در سایر بازارهای مالی است. بانک‌های تجاری در ایران اجازه دارند به سایر بازارهای مالی وارد شوند. در نتیجه سود و زیان آنها به سود و زیان سایر بازارهای مالی وابستگی زیادی دارد. به این معنی که هرگاه بازارهای مالی رشد خوبی داشته باشند بانک‌های تجاری هم می‌توانند سود خوبی کسب کنند و در نتیجه قدرت پرداخت سود آنها نیز افزایش می‌یابد. بنابراین افزایش بازدهی بورس می‌تواند توانایی پرداخت سود توسط بانک‌ها را نیز افزایش دهد.

عامل مهم دیگر در مقدار سود اعلامی توسط بانک مرکزی، نرخ تورم است. در ایران نرخ تورم با نرخ سود سپرده اعلامی توسط بانک مرکزی همبستگی مثبت دارد. به این دلیل که بانک‌ها باید توانایی حفظ ارزش پول مشتریان خود را داشته باشند. بر اساس محاسبات نگارنده، همبستگی میان نرخ سود سپرده‌های کوتاه‌مدت بانکی و نرخ تورم 6/0 است. همچنین همبستگی میان نرخ سود سپرده‌های بلندمدت بانکی و نرخ تورم 58/0 است. هرچند مقدار این عدد بالا نیست، ولی علامت مثبت آن نشان‌دهنده رابطه مثبت میان تورم و نرخ سود سپرده‌های بانکی است. این رابطه به این معنی است که هرگاه تورم بالا می‌رود، نرخ سود سپرده‌های بانکی نیز افزایش می‌یابد. به عنوان نمونه در سال‌های 1390و 1391  که نرخ تورم مقدار بالایی بود، افزایش نرخ سود سپرده‌های بانکی موجب شد تا بانک‌ها بتوانند ارزش پول مشتریان خود را حفظ کنند. همانطور که در نمودار 2 مشاهده می‌شود، افزایش نرخ سود سپرده‌های بانکی سبب شده تا نرخ رشد حجم سپرده‌های غیردیداری مجددا افزایش یابد.

یکی دیگر از دلایل اصلی افزایش چند مرحله‌ای نرخ سود توسط بانک مرکزی انگیزه حذف حباب از بورس است که نمونه آن بین سال‌های 1386 تا 1392 صورت گرفت. در این سال‌ها به دلیل بازدهی بالای بورس، سرمایه‌های زیادی وارد این بازار شد. حجم این سرمایه‌ها بیشتر از ظرفیت بازار بود. در نتیجه سبب ایجاد حباب در بورس شد. در این شرایط افزایش نرخ سود، منطقی بود تا از این طریق بتوان روند ایجاد حباب در بورس را متوقف کرد. شاخص کل بورس پس از آنکه در اواسط دی‌ماه سال 1392 به بالاترین مقدار خود رسید، سیر نزولی خود را آغاز کرد. با کاهش شاخص کل و در پی آن بازدهی منفی بورس، سرمایه‌ها به تدریج از بازار خارج شد و به سمت بانک‌ها برگشت.

با بررسی پیشینه رفتار بانک مرکزی، به نظر می‌رسد در طول سالیان گذشته هرگاه بازدهی در بازارهای مالی افزایش یافته، نرخ سود سپرده‌های بانکی نیز با چند دوره تاخیر افزایش داشته است. همچنین هنگامی که نرخ بازدهی در بازارهای مالی کم شده، نرخ سود سپرده‌های بانکی نیز کاهش داشته است. بر همین اساس، بعد از اینکه در سال 1392 حباب بورس فرو ریخت و شاخص کل روند نزولی به خود گرفت، بانک مرکزی تصمیم گرفت نرخ سود بانک‌ها را کاهش دهد. همانطور که در نمودار 1 قابل مشاهده است، نرخ سود سپرده‌های بانکی در سال 1394 کاهش یافته است.

به زودی در ادامه همین مطلب،‌ اثر تغییر نرخ سود بانکی بر سایر بازارهای مالی را نیز بررسی خواهیم کرد.