می گویند بعد از برجام خیلی ها در خارج و داخل امید به بهبود داشتند، کسانی ایران را سرزمین فرصت ها می نامیدند، ولی گویا الان همه واقع بین تر شده اند.
در این مقاله اکونومیست گفته شده است که از مهمترین چالش ها محدودیت های بانکی است، از یکی از دوستان کاربلد بانکدار شنیدم که همه محدودیت های تحریم و عدم اعتماد به بانک های ایرانی و فاصله آنها با استانداردهای جهانی به کنار، سعودی ها هم به طور جدی موش می دوانند. گویا مشابه همین تهدید اخیر فروش دارایی هایشان در ایالات متحده را به صورت پنهان و با شدت بیشتر برای ایران دنبال می کنند، زیرا اثربخشی تحریم های بانکی را دیده اند. از جمله آن دوست عزیز اشاره می کرد که بانکی که 80 میلیارد دلار پول سعودی ها را در اختیار دارد، نمی تواند به رقیب منطقه ای آنها لبخند بزند و ظاهرا سنبه سعودی ها پرزور است.
قیمت نفت هم مصیبتی است، ایران در 2010 حدود 125 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است، امسال شانس بیاورد حدود 25 میلیارد دلار! کاغذبازی و سلسله مراتب اداری که حتی کار برای صدور ویزا برای سرمایه گذاران سخت کرده است هم مشکل کمی نیست (شاخص سهولت کسب و کار را ببینید). فساد گسترده و فعالیت پنهان اقتصادی هم از چالش های پراهمیت هستند که خارجی ها را دلسرد می کنند. کسانی هم منتظر انتخابات امریکا هستند تا ببینند کار به کجا می رسد، این را اضافه کنید که بسیاری چهره های ذی نفوذ اساسا "تعامل سازنده با دنیا" و این قبیل قرتی بازی های دولت اعتدال را قصه کلثوم ننه می دانند و آن را جدی نمی گیرند.جان کلام هنوز خیلی کار داریم، منتظر معجزه نباشید.