مسکن یک کالای معمولی مصرفی بادوام نیست. مسکن یک کالای تنیده در فرهنگ و روابط اجتماعی است، کانون خانواده  را گرم می کند، سرمایه بین نسلی است، هویت افراد است، استراحت گاه است و بعدهای دیگر .... بنابرین وقتی کوچکترین رشد قیمتی در آن دیده شود یک نسل بی شک ان را به عنوان بهترین سرمایه گذاری انتخاب می کند. می شود یک دارایی سفته بازی می شود گودالی برای سرمایه ها و پس اندازهای یک ملت. دنیا این را می داند و هرگز اجازه چنین کاری را نمی دهد. بی دلیل نیست در آلمان میزان مسکن 10 درصد بیشتر از میزان خانواده هاست. در آمریکا هم انتخابی بین رشد مسکن و بحران شد. دنیا می داند تورم از تونل مسکن وحشتناک می شود. غم انگیز است حرص دولتمردانی که باید آِینده ملتشان را بسازند برای رشد بخش مسکن (!) این قابل درک است چون جمعی تصمیم گیر آن انبوده سازند، اما تراتژدی زمانی آغاز می شود که علمای یک ملت هم چنین نظری داشته باشند. درست است مسکن های جدید نوعی سرمایه گذاری است و تولید را تا حدی رونق می دهد ولی این جدای از سفته بازی مسکن است. همه کوچه ها تبدیل به بنگاهی شده اند. تولید کنندگان به سمت ساخت و ساز آمده اند. وامهای تولیدی به خرید مغازه زمین و مسکن هدایت می شود بانکها خود به انبوه سازی و مراکز تجاری مشغولند. پدران مشغول خرید مسکن برای فرزندان خود هستند و در مقابل شغل را از فرزندانشان می دزدند. وامها در راه است بله مسکن ممکن است رشد کند اما حتی رشد نکند باید یک نسلی برود تا خاطره چند برابر شدن قیمت مسکن پاک شود و مردم ترجیح دهند در تولید سرمایه گذاری کنند. ژاپنی ها باهوش نیستند ولی مردمشان پس اندازها را در زمین چاه نمی کنند. وامهای بیشتر دردهای بیشتری خواهند بود. اما راه بهتری هم وجود دارد. مالیات سنگین بر مسکن مازاد و عقیم کردن ثروتها و مالیات سنگین بر ارث . شاید این ناعادلانه به حساب آید ولی وقتی قحطی باشد باید همه جیره بندی را بپذیرند.

دکتر یوسف محمد زاده موسی کندی