تار و پود سياست ترامپ آهسته آهسته در حال رخ نمايي است. افزايش تنش با ايران با أهداف متفاوت از جمله رسيدن به نفت گرانتر،  كه به عنوان يك حدس قوي بخشي از راهبرد رييس جمهور تازه است.


 هيچ چيز مثل افزايش درآمد نفتي به دولت آمريكا براي افزايش رشد اقتصادي و كاستن از رشد بدهي هاي ملي - به ياري ماليات بستن بر شركت هاي نفتي-كمك نمي كند. آمريكايي ها زودتر از بقيه از مواهب اين گراني بهره مند خواهند شد چون فناوري به آن ها امكان ورود بسيار سريعتر منابع نامتعارف نفتي به چرخه توليد را تقديم كرده است. جايگاه خاص آن ها در صدر توليد و عرضه كنندگان نفت، امكاناتي شگفت را براي تاثير گذاري بر آينده نفت به آن ها هديه كرده است.


بر عكس رشد قيمتها در دوره قبلي اينبار نبايد نگران سركشي كشورهاي نفتي باشند، چيزي به اسم ليبي وجود ندارد، دسترسي ايران به درامد نفتي اش كاملا تحت كنترل است و تازه نعمت IPC هم موجود است، عربستان چنان گرفتار گسل قرن ١٥ و قرن ٢١ است كه با كمال ميل هر نوع رژيم امنيتي جديد آمريكايي را مي پذيرد...


و تازه بايد در نظر گرفت براي اقتصاد امروز چين، افزايش قيمت نفت  بدوا تا چه حد مي تواند اثرات ركودي گسترده داشته باشد، آن هم در شرايطي كه چين همه ابزار هاي رونق بخشي، سرمايه گذاري وسيع ملكي، تحريك مصرف داخلي و اعتباردهي بسيار وسيع را ظرف سالهاي گذشته مصرف كرده است. اگر چه چين در طَي زمان شوك افزايش قيمت را جبران خواهد كرد ولي در كوتاه مدت واقعيات اقتصاد توان چانه زني آن را خواهد كاست، آن هم بدون آن كه آمريكا هزينه سياسي بازي با كارت افزايش تعرفه واردات را پرداخته باشد.


پي نوشت: تناقض ذاتي اين حدس آن است كه چنين برنامه اي در كوتاه مدت بر ضد صنايع كمر بند زنگ زده است، شايد برنامه بازتوزيعي هم در تكميل گزاره ها بالا قابل درك باشد.


پي نوشت دو: ما چه بايد بكنيم؟ كارهاي زيادي هست كه بايد پيگيرشان باشيم. مالي، اجتماعي و نظامي. يك فرصت عالي داريم كه به ياري تنش بيروني، روح جامعه خود را باز سازيم.

مقالات مرتبط:

پیش بینی اقتصاد جهان در سال 2017
پاسخ مناسب اقتصادی به سیاست های ترامپ چیست؟