سالهاست که دولت های مختلف سیاست مشابهی در مورد نرخ ارز اعلام می کنند: تلاش برای ثابت نگهداشتن نرخ ارز.
البته ممکن است عمل با حرف متفاوت باشد. اما در سخنرانی ها مدام گفته می شود که دولت مخالف افزایش نرخ ارز است.
چرا با این وجود، نرخ ارز دایما افزایش داشته؟






سوال اول: ارز از کجا می آید؟
عمده ارزی که به کشور می آید یا از محل صادرات غیر نفتی است و یا از محل صادرات نفت است.

جمع مقادیر ارزی که در یک سال به دست می آید رقمی می شود که معمولا در سال های اخیر بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار بوده.

سوال دوم: این ارز کجا مصرف می شود؟
عمده مصارف ارزی شامل واردات کالاهای مصرفی و سرمایه ای و هزینه های سفر و تحصیل در دانشگاه های خارجی و سرمایه گذاری و خرید املاک در خارج از کشور است.

سوال سوم: نرخ ارز به چه روشی باید تعیین شود؟
جمع درآمد ارزی یک سال را در نظر بگیرید. بخشی از آن را برای آینده باید ذخیره کنیم. مثلا اگر ۶۰ میلیارد دلار درآمد ارزی باشد و ۱۰ میلیارد دلار را ذخیره کنیم، ۵۰ میلیارد دلار باقی می ماند. تقاضا برای خرید ارز به نرخ ارز بستگی دارد.

مثلا اگر ارز ۳۰۰۰ تومان باشد، ممکن است ۱۰۰ میلیارد  دلار تقاضا وجود داشته باشد و باید ارز را جیره بندی کنیم. اگر ارز ۷۰۰۰ تومان باشد ممکن است خیلی ها نتوانند نیازهایشان را برآورده کنند و تقاضا به ۲۰ میلیارد دلار کاهش یابد و مازاد ارزی خواهیم داشت.

در این حالت بهترین نرخ ارز، نرخی است که در آن تقاضای ارز ۵۰ میلیارد دلار شود و کسری و مازاد نداشته باشیم.

سوال چهارم: این نرخ را چگونه پیدا کنیم؟
بخشی از منابع ارزی در دست مردم و سازمانهاست و خودشان در مورد عرضه آن تصمیم می گیرند. بخشی از منابع هم در اختیار بانک مرکزی است. بانک مرکزی فقط بر مقدار ارزی که به بازار عرضه می کند کنترل دارد و نمی تواند مستقیما نرخ معاملات را تعیین کند.
در مثال بالا، بانک مرکزی باید به گونه ای عرضه به بازار را مدیریت کند که طی سال، ۵۰ میلیارد دلار توسط مصرف کنندگان ارز خریداری شود.

این نرخ چه ۴۰۰۰ تومان باشد یا ۵۰۰۰ تومان یا کمتر و بیشتر، نرخ واقعی ارز است. انحراف از این نرخ و فروش ارز به نرخ کمتر یا بیشتر از آن، به دولت و مردم و فعالان اقتصادی آسیب می رساند.