اعتماد در بازارها بین خریدار و فروشنده از جمله عوامل موثر بر کیفیت بازارها و مبادلات است و نمیتوان از آن غفلت کرد. در اینجا به خاطره ای می پردازم و بعد نتیجه گیری میکنم.

حدود بیست سال پیش و در اواخر شهریور پدرم میوه های باغ سیب را روی درخت به فرد ناشناسی فروخته بود. خریدار باید خودش میوه ها را میچید و میبرد. پول مختصری داده بود و بقیه پول مانده بود ولی قرار بود تا روزهای آخر که سیبها را برداشت میکند پول را بدهد. نه از چک خبری بود و نه از وثیقه و نه حتی ضامن. نصف درختهای باغ را چیده و برده بودند ولی از پول خبری نبود. از آنجا که کنار باغ چادر زده و با کارگرانش شبانه روزی آنجا بود یکشب پدرم گفت بریم با وی صحبت کنیم و بخشی از پول را بگیریم.فانوس در دست و پیاده به باغ رفتیم از خونه تا باغ یک کیلومتر بیشتر نبود نزدیکهای چادر که رسیدیم می شنیدیم که مرد حکایت نحوه خریدن سیبها را برای کارگرانش تعریف می کند. او دو سه بار اومده بود ولی پدرم نفروخته بود. نهایتا به پولی که پدرم خواسته بود تسلیم شده و معامله کرده بود. او بلند و با حرارت تعریف می کرد و میگفت که زیبایی سیبها و کیفیت میوه ها چشمم را گرفته بود ولی این مرد (پدرم) حاضر نبود کوتاه بیاید و نهایتا این ... به همان قیمتی که می خواست به من فروخت. ما که تا دو سه متری چادر رسیده بودیم وقتی حرف بد او را شنیدیم پدرم گفت برگردیم چون فحش داد ممکنه خجالت بکشه و خوب نیست بریم تو. برگشتیم چند روز دیگر چیدن سیبها تمام شد و پولها را داد و رفت. با توجه به محصول باغ از خریدش راضی بود.




امروز ولی از مشتری چک هم که میگیری هیچ اعتباری نیست که به پولت برسی. ناآشنا که باشد معامله نمی کنی حتی با چک، حتما باید نقد باشد.   

بانکها باید این فضای بی اعتمادی را پر کنند تا افراد در بازارها بی دغدغه و با قبول چک بتوانند معامله و خرید و فروش کنند ولی تعداد چکهای برگشتی نشان میدهد که برخی فرق میان چک و کاهی که گوسفندان می خورند را متوجه نیستند.
 چون عنصر اعتماد از بین رفته مبادلات خودبخود کم می شود و اقتصاد به افول و رکود می رود. جلب اعتماد مردم و ایجاد همدلی بین احاد مردم از اولویتهای حاکمیت باید باشد و برای این مهم هر اندازه دولت هزینه کند ارزشمند است.


دکتر توحید فیروزان سرنقی