رفتار بازار سهام این روزها بسیار جالبست.هر چند بدرستی به افزایش موقتی نرخ ارز در هفته های اخیر واکنشی نشان نداد ولی اکنون به دلیل افت ارزش دلار با فشار فروش مواجه شده است و این رفتار در نوع خود بی نظیر است.




وقتی  ارزش هر دلار آمریکا در بودجه سال 96 معادل 3 هزار و 3300 تومان در نظرگرفته شده و از طرف دیگر، رییس بانک مرکزی در اظهار نظر اخیر خود از ارزش واقعی 3 هزار و 600 تومانی دلار صحبت می کند(اینکه ایشان بر چه اساس ارزش واقعی دلار را 3 هزار و 600 تومان تخمین زده اند خود جای بسی سوال و ابهام دارد!) و از طرف دیگر، با توجه به چشم انداز پیش روی اقتصاد آمریکا و پیش بینی تداوم افزایش ارزش دلار آمریکا در مقابل سایر ارزها(10 تا 15 درصد دیگر) بدون شک دلار برای سال آینده با فرض عدم وجود تنش های سیاسی و بهبود تدریجی فضای سیاسی به نفع کشورمان، و با اجرای سیاست یکسان سازی نرخ ارز(احتمالاً در محدوده 4 هزار تومان) ارزش هر دلار آمریکا بالاتر از این رقم خواهد بود و این بدون شک می تواند برای صنایعی چون پتروشیمی، معدن و فلزات اساسی و سایر صنایع صادرات محور خبر بسیار خوبی باشد و تأثیرات قابل توجهی بر سودآوری این صنایع داشته باشد.

البته تهدید اصلی این افزایش دلار برای صنایعی همچون خودروسازیست که به صورت مستقیم و غیر مستقیم به شدت به واردات وابسته می باشند. در خصوص صنایع تولید کننده کالاهای مصرفی بادوام و بی دوام و ضروری، بدون شک افزایش ارزش دلار تأثیری مثبت بر عملکرد سودآوری آنها خواهد داشت و تجربه بازار سرمایه در کشورمان به طور کلی نشان داده که این بازار با وقفه ای چند ماهه واکنش مثبت به افزایش نرخ ارز نشان داده و خواهد داد.

لذا بهتر است سرمایه گذاران فعال در این بازار  سه مسئله مهم را برای برآورد سودآوری شرکتها در سالهای آتی و همچنین چینش پرتفوی سهام خود مد نظر قرار دهند:
موضوع اول، ترامپ و سیاستهای احتمالی وی در قبال ایران و منطقه خاورمیانه و چین برمی گردد.
موضوع دوم، افزایش نرخ ارز و اثرات آن بر سودآوری شرکتها
و موضوع سوم، رونق درآمدهای نفتی کشور و بهبود شرایط بودجه ای و هزینه ای دولت و انتظار شروع رونق بازارها بدنبال انبساط درآمدهای نفتی کشور می باشد. آن اولی در صورت منفی بودن می تواند اثرات منفی قابل توجهی داشته باشد و در غیر اینصورت می تواند جانی دوباره به بازارها ببخشد.
موضوع دوم یعنی ارزش دلار نیز در هر صورت صعودی خواهد بود. اثر بودجه انبساطی دولت نیز که چه از منظر تئوریک و چه از منظر مشاهدات تجربی در اقتصاد ایران نشان از اثرات مثبت آن بر افزایش بازدهی در بازارها دارد.